سفارش تبلیغ
صبا ویژن



علی مهرنوش - به دنبال انسانیت

فقر فکری  اینه که 2 تا النگو توی دستت باشه و 2 تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر فکری  اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر فکری  اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فق رفکری  اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر فکری  اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی!

فقر فکری  اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در 3 ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر فکری  اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر فکری  اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر فکری  اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر فکری  اینه که ماشین 40 میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

فقرفکری   اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر فکری  اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر فکری  اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر فکری  اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛ 

فقر فکری  اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه.



نویسنده » علی مهرنوش . ساعت 2:20 صبح روز جمعه 91 آبان 19


لازمه ی انسانیت رنج بردن است

درد کشیدن است

انسان بی درد،جماد است

گیاه است

دانستن خود دردیست که هرچه بیشتر باشد

رنج بردن نیز بیشتراست

و بزرگی هر انسانی به میزان دردهای متعالی است

که در سینه دارد.

دردهایی که مرز ما بین انسانیت و حیوانیت است

و نوشتن نیز خود یک گریز گاه است

و شاید یک مسکن

و البته نه یک التیام بخش.

نوشتن تنها،مسکن دردهای انسانیت است

و نباید از آن انتظارالتیام این درد را داشت

چرا که خاصیت این درد التیام یافتن نیست

که اگراین درد التیام یابد انسانیت به اتمام میرسد

مگر نه اینست که این درد،درد انسانیت است

آیا کسی هست که بخواهد انسانیت خویش را

التیام دهد!!
این درد، در تابوت نیز انسان را همراهی می کند.



نویسنده » علی مهرنوش . ساعت 1:40 صبح روز شنبه 91 آبان 13


مرگ انسانیت

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرد
گرچه آدم زنده بود

از همان روزی که یوسف را برادر ها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیواره چین را ساختند
آدمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد واین آسیاب گشت و گشت
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ ، آدمیت برنگشت

قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا زخوبی ها تهی است
صحبت ازآزادگی پاکی مروت ابلهی است
صحبت از موسا و عیسا و محمد نابجاست
قرن موسی چنبه ها است

روزگار مرگ انسانیت است
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر
حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم؟

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود را درپیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان یا جان انسان می کنند

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است



"فریدون مشیری "



نویسنده » علی مهرنوش . ساعت 1:10 صبح روز یکشنبه 91 مهر 30


خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را  ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن


کوروش کبیر



نویسنده » علی مهرنوش . ساعت 12:55 صبح روز شنبه 90 خرداد 7


<      1   2   3